سقلمه ثالث : نگفتن هذیان دقیقاْ همانند گفتنش مطلقا ْسخت نیست و این ماه ها که به امساک
از آن گذشت نه از ایجاب زمینه و زمانه که از تصمیمی کاملاْ خودخواسته بود (به خدا)...
نیشگون ثانی : استفاده از واژه ی شعر در جایگزینی از کلمه ی خوش آوای هذیان
(به شکل فک به فرش افکنی ) صرفاْ در راستای عوام فریبی می باشد ....
هی ! این را بستان
با نرینگی ِ بی مثال
حبه قند های کژتاب
به درخشندگی ِ مهتاب
در نموری این شعر ٬ خللی می واردانند
در بی شعوری این شعر می پراکنانند
مطلوبیت تو را ٬ ای خوشمزززه
بیا بیاساییم سر به آستان خاله ریزه
هزار بار بفرستیم "ویز ویز "
در معیت مگسان زائر ریزه میزه
با قاشق گرامی ِ سحرامیز
یا چشمان نمدار ِ وهم انگیز
میخوام دورت بگردم ٬ خیلی
صد و شصتاد دور و نیم ٬ خیلی
در فراغت از سهمیه ی بنزین
در این زاستا ٬بنزین ممد حیات نمی شود
نصرت محمود احمدی نژاد ٬ امیدوار نمی شود
سیاست زدگی ِ من تحت لوای تو
آنکه زده نمی شود سیاست است ٬ نه من ٬ نه تتتتتتتت.....تو
من ِ "من" در "ت" ِ تو لکنت دار می شود
خوشگلی تو به جمیع توت فرنگیان طلایه دار می شود
نمی شود ؟
لکه دار چی ؟
می شود ؟
نمی شود ؟
او به کجای این شعر نسیه داده نمی شود ؟
تو به کجای او وصله داده نمی شوی ؟ بگو !
دارم نمی شنوم ٬ بگو
ندارم می شنوم ٬ نگو
این حقیر علاقه مندست به قلّت غرغر
نترس از GF های چشمک زن این آسانسور
گاهی برَد پیت بشو ، برو
تصادفاْ زانو بزن بخون
معمولاْ به مقدار لازم بمون
و من به میزان کافی می مونم.......
