تبليغاتX
میشه لطفاً بری پیدا شی؟

میشه لطفاً بری پیدا شی؟

حکم مسئله ؛ نشخوار انتگرالِ دَرهم های چند گانهء من است در بازهء کلهء کولینا....

خب سلام ...

سقلمه ثالث : نگفتن هذیان دقیقاْ همانند گفتنش مطلقا ْسخت نیست و این ماه ها که به امساک

از آن گذشت نه از ایجاب زمینه و زمانه که از تصمیمی کاملاْ خودخواسته بود (به خدا)...

 

نیشگون ثانی : استفاده از واژه ی شعر در جایگزینی از کلمه ی خوش آوای هذیان

(به شکل فک به فرش افکنی ) صرفاْ در راستای عوام فریبی می باشد ....

 

هی ! این را بستان

با نرینگی ِ بی مثال

حبه قند های کژتاب

به درخشندگی ِ مهتاب

در نموری این شعر ‌‌‌٬ خللی می واردانند

در بی شعوری این شعر می پراکنانند

مطلوبیت تو را ٬ ای خوشمزززه

بیا بیاساییم سر به آستان خاله ریزه

هزار  بار بفرستیم "ویز ویز "

در معیت مگسان زائر ریزه میزه

با قاشق گرامی ِ سحرامیز

یا چشمان نمدار ِ وهم انگیز

میخوام دورت بگردم ٬ خیلی

صد و شصتاد  دور و نیم ٬ خیلی

در فراغت از سهمیه ی بنزین

در این زاستا ٬بنزین ممد حیات نمی شود

نصرت محمود احمدی نژاد ٬ امیدوار نمی شود

سیاست زدگی ِ من تحت لوای تو

آنکه زده نمی شود سیاست است ٬ نه من ٬ نه تتتتتتتت.....تو

من ِ "من" در "ت" ِ تو لکنت دار می شود

خوشگلی تو به جمیع توت فرنگیان طلایه دار می شود

نمی شود ؟

لکه دار چی ؟

می شود ؟

نمی شود ؟

او به کجای این شعر نسیه داده نمی شود ؟

تو به کجای او وصله داده نمی شوی ؟ بگو !

دارم نمی شنوم ٬ بگو

ندارم می شنوم ٬ نگو

این حقیر علاقه مندست به قلّت غرغر

نترس از   GF های چشمک زن این آسانسور

گاهی برَد پیت بشو ، برو

تصادفاْ زانو بزن بخون

معمولاْ به مقدار لازم بمون

و من به میزان کافی می مونم.......

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 13:0  توسط آتنا  |