هه هه هه....
نه چیز مهمی نیست ، داشتم از پله ها بالا می اومدم .نفسم گرفت...اَه این پله ها تنفر بر انگیزترین
موجودات دنیان .
اُه راستی ؛ "به نام خداوند جهان آفرین ، زمین آفرین ، آسمان آفرین و خیلی چیزای دیگه آفرین"
ببین سلام !
میگم واللا من این پرانتز رو باز کردم که تو دلش شعر بنویسم . البته بای بسم الله بگم؛
مدعی نمیشم که شعر های من شعرند! ،،،،اما من شاعرم ! باور کن!
میدونی اگه یه وقت همونقدر که زور نمی زنی که بنویسی ، زور نزنی که ننویسی
یه چی اون وسطا می رویه (می روید) که میشه یه چی تو فونتای شعر های من
..............چیزه.................چیزه................هی میخوام بگم :"اینا شعر پست مدرنند"
دستم پس میزنه !
خب هر چی نباشه وقتی مدعی نباشی ، سخته که متهم شی و ضمیمه اش اینکه
من اهل گرفتن روزه ی شک دار نیستم . به سری هم که درد نمی کنه ، دستمال نمی بندم
میدونی چیه؟..........من به شعور تو اعتماد میکنم ! و با تقریب بسیار مناسبی مطمئن میشم
که متوجه شدی که اینا حکم آب پاکی رو داشت!
و من الله توقیف!!
