تبليغاتX
میشه لطفاً بری پیدا شی؟ - درهم گانه ی 2.00

میشه لطفاً بری پیدا شی؟

حکم مسئله ؛ نشخوار انتگرالِ دَرهم های چند گانهء من است در بازهء کلهء کولینا....

"رها"

در پیش مانده ی شنبه ی همین هفته ی پس ؛

خبر آوردند "سید" را  ، پرنده ی فال فروش کوچه ی شان مرده است .

و آن شنبه ، عجب پنج شنبه ای شد .

که شش شنبه ها را مردی بود خیره سر

غرق در تجاهل خویش ، به که بگویم این ؟

نازیبا زنی در خود ، به کجا می رود او ؟

ستایش سیگاری در هسته ی بی سیب .  به چه می اندیشی تو ؟

اندیشه ی همه ی عمر ، که دادیَش به همه ، در تقسیم غمگنانه ی کابوسی در لُپ لُپی آویزان ،

تا نصف الیلی بگذرد از نقطه ی ثقلت ؟

چه بگویمت ؟ چه نگویمت ؟ ...مرا در تشریح دار المجانینی جدید التاسیس چه قوت است ؟

مضحک است ؟ ...شعرم را می گویم ! ...شعرم را می گویی ؟ شعرم را میشویی ؟ ...

شعرم را می کوبد ؟...........

نقل به مضمون بود یا مضنون ؛ دار "منصور" را برده اند "لاس وگاس"

بی خبر ماندی برادر .

جمله ی قبلی را please repeat !

"انا من العلویون " می گویند و انتهای یک پارک ممنوع ، دچار کفر موقت می شوند .

جمله ی بعدی را please reread !

ها کن !  آهان ...بیشتر ...بیشتر ....از چه رو هابیلت را ، تو کُشتی ؟...

( و آن "سه نقطه " منظور دار ِ همین معنی ، که همان لحظه ، دارَم ذهن لزجم را خواهم نگیراند به این

کاغذ  یا این کاغذ خودش را نمی گیراند به آن ، یا دووووو دووووو دروووووووووووووود ....)

 لوس تر از آن اینکه ؛ تو همچنان صامت اخذ میکنی ، ژستت را .

خب قربان ، حالا که چه ؟

که مثلاً میدانی زبان-لاشه های دراز آن همه سقف در کابوس های من چه میکنند ؟

خانم ها ، آقایان

به "مرتضی علی" قسم ! 

تمام و تنها تمام ِ سقف های آن پاساژ معصیت پنهان مرا شاهد بودند.

سرکار عِلّیه ! خودتان را نخارانید لطفاً

اینجانب، تخلف ناپذیر می شود قطعاً

.....یک سر بزنیم اتاق فرمان

"رها"  ! مُرد . همان پرنده ی فال فروش کوچه ی سید را می گویم !

پایان این شعر در مصّب کدام گور گم شده است ؟ . کلمات متفرقه ، غیر مترقبه ، عینهو ترقه

مرا پخش می کنند شقّه شقّه ! 

غسال خانه ی سلطنتی را مهیا کنید از بَرایم . و قرارمان از این قرار خواهد شد کنیزکان؛

که شما قابل ترحم می شوید و من لذت میبرم ! شما خجالت میکشید . چیزی شبیه به

کش تنبان یا دامنتان را میکشید . خمیازه می کشید . نقاشی می کشید .

سیگار می کشید ، نمی کشید . مصرف سیگار اکیداً ممنون  و  من از همه ی شما عزیزان ممنوع

و شما عزیزان از همه ی من محروم  و من همه ی آن ممدوح و حضرت عشقی ، همه مصنوع .

و همه به سلامتی ِ من و تو ءِ مرحوم ......تا برنامه ی بعدی خدا نگهدار.............

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 17:39  توسط آتنا  |